|
|
تولدم مبارک! |
|
|
میلاد با سعادت یگانه اختر تابناک آسمان استعداد های کشف نشده به تمام مسلمین و غیر مسلمین جهان مبارک باد! * دلم بارون می خواد! |
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 10:53 توسط X
|
|
||
|
|
ایام شیرین!!! |
|
|
این روزها در حد مرگ روی هوا می باشیم! و در کل نمی دانیم چرا دنیایمان از این حالت فجیع رو هوایی در نمی آید! اوصولاً همیشه دلمان می خواست یک زندگی خاص داشته باشیم و بس که دنبال خاص بودن گشتیم ، به کل بی خاصیت شدیم! اما نا گفته نماند که همیشه مقادیری امید در جیب خود برای روزهای مبادای نا امیدیمان ذخیره داریم! * با هزار بدبختی و مصیبت و دعا بالاخره موفق شدیم ایام مبارک فرجه هارو برای خودمون فراهم کنیم تا بلکه از این لحاظ یه کم مزه ی دوران دانشجویی رو بچشیم! چون دانشگاه ما همه چیزش مثل دبیرستانه!!! یعنی همه چیزش ها! و هم اکنون در حال برنامه ریزی برای خواندن درس های نخوانده می باشیم! به این نتیجه رسیدم اگه من یه نیم نگاهی به گذشته های خویش بکنم متوجه میشم که نصف عمرم به برنامه ریزی برای خوندن درس های نخونده گذشت! می بینم که داری به ریش بنده می خندی! بخند! بخند عزیزم که الهی همیشه نیشت باز باشه! حالا به هر دلیلی! *خاک به سرت ایکس که یه عمره قصد کردی اینجا همه چی بنویسی و هیچی هم نمی نویسی! در واقع ننوشتن از موضوع نداشتن نیست بلکه اینقدر همه چی زیاده که آدم نمی دونه وقتی می خواد بنویسه باید از کجا شروع کنه! *در دانشگاه در حد مرگ سوتی داده ایم! فکر کنم چیزی نمونده که کاملاً رسوا شم!جالب اینه اون روزایی که برای بار اول دوستان رو دیده بودیم ،حالا همه شون اعتراف میکنن که چقدر آدم حسابی به نظر میومدم! بله دیگه! تا حالا به دفعات گفته شده که شخص بنده قیافه ی غلط اندازی دارم! پس اگر روزی روزگاری افتخار دیدن ما نصیبتون شد، شوکه نشوید که در دید اول بسی با شخصیت جلوه می کنیم! * تمام دوستان جدیدمان یک ور و یک عدد دختر خانوم خوشکل مهربون هم یه ور دیگه! خیلی ماهه به خدا! بعضی وقتا حضور بعضی ها توی زندگی فقط یه هدیه اس از طرف خدا! باور کن! * یه عزیزی که خیلی برام عزیزه دچار یه سری مشکلاتی شده، هیچ کاری از دستم برنمیاد مگر دعا! عاجزانه از شمام میخوام براش دعا کنید... *گفتنی زیاد دارم....امیدوارم برای دل خودم هم که شده، اینجا بیشتر بنویسم... |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 21:29 توسط X
|
|
||
|
|
|
|
|
حسین (ع) بیش از آنکه تشنه ی آب باشد تشنه ی لبیک بود، افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را به ما نشان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. دکتر شریعتی
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 12:17 توسط X
|
|
||